به وبلاگ خبرها و عکسهای جديد هنگامه خوش آمديد
مديريت وبلاگ را با ارايه نظرات و پيشنهادات خود در جهت هر چه بهترشدن مطالب وبلاگ راهنمايی نماييد.
با آرزوي لحظاتی خوش و سرشار از شادمانی برای شما دوست عزيز .
»
جستجو
»
عضویت در خبر نامه
»
لوگوی همکاران
»
نظر سنجی
»
آمار وبلاگ
آمار بازديدها:
بازديد هاي امروز : 19
بازديد هاي ديروز : 56
بازديد هاي این ماه : 588
كل مطالب : 29
كل بازديد ها : 38947
ايجاد صفحه : 0.140625
ثانیه
یکشنبه، 6 آبان هزار و سیصد و هشتاد و شـش
- 11:53 PM
چه قدر سخته تو چشمای کسی که همه عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به دلت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز از کینه و نفرت باشی حس کنی که هنوزم دوسش داری چه قدر سخته که سرت رو به دیواری تکیه بدی . حس کنی که هنوز دوسش داری چه قدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چه قدرسخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری که یه بار ریز آوار غرورش همه وجودت له شد
اينم مصاحبه كوچولو بهزاد با هنگامه جان ار نوروز ۸۵ كه دلم نيومد براتون نزارم
هنگامه: "عيدتون مبارک، خوشحالم که آرزوی عيد پارسالم زودترازاونی که فکر می کردم، برآورده شد."
بهزاد: ( ابروها بالا چشمها زول زده. حرارت اتاق پشت صحنه کنسرت لندن ۴۸ درجه شرجی البته به دو دليل يکی لامپها و ديگری ۳۹ درجه هنگامه!.. ميکروفن رو به هنگامه نزديکتر کردم)
هنگامه: آرزوم اين بود که بتونم دور دنيا کنسرت بدم که اين عيد به آرزوم رسيدم. ولی هنوز روی صحنه دلهره دارم.
بهزاد: هنگامه آخه سابقه خوانندگی تو به ۱۵ سال قبل بر می گرده. با گروه "پرواز" که کامران و فريدون هم جزوش بودن خوانندگی رو شروع کردی، ديگه نبايد دلهره داشته باشی!
هنگامه:آخه اون زمان تعداد تماشاچی ها کم بود.الان کنسرتها چند هزار نفريه و بايد تجربه اين جور کنسرتها رو پيدا کنم و چون دوست دارم که برنامه خوب اجرا بشه ، وسواس زيادی هم به خرج می دم. اينها جای خودش تو اين سفرهای دور اروپا سرما خوردم و وقتی رفتم روی صحنه تب داشتم.
بهزاد: آروزی سال نوت؟ و لطفأ از اون جمله ها هم نگو." بازگشت به ايران و خوشبختی برای همه و . . ."
هنگامه: نه اتفاقا آرزوم يک چيز ديگه بود. آرزومه که آلبوم جديدم زودتر بياد بيرون تا واکنش مردم رو ببينم.خيلی خيلی خيلی بی صبرانه منتظر تموم شدن اين آلبوم هستم که تا ماه سپتامبر يا شهريور بيرون مياد. شعرها از مريم حيدرزاده و آهنگها از رامين زمانی.
راهرو پشت صحنه شلوغ شد. افشين و امير (برادرش) و اميرعلی ( رقصنده و دوست صميمش) و ۶ نفرموزسين منتظرن که نوبتشون بشه. افشين سر به زنگها داره بند کفششو می بنده ( حرکت عصبی پيش از کنسرت)
به عشق تو گرفتارم/در این دنیا تو رو دارم /تو رو تا جون به تن دارم/دیگه تنهات نمی ذارم
من قصه گوی عشقم تو بهترین کلامی/ قشنگترین خیالی که هر نفس باهامی/وقتی تویی کنارم آسمونا بیرنگه / میام به دیدن تو دنیا با تو قشنگه............/ برای دیدن تو دست می گیرم فانوس ماه /طلسم راهو می شکنم / می گذرم لز شب سیاه/ به گوش کوه و در و دشت / اسمتو فریاد می زنم / تا هر جا هستی بشنوی / که تنها عاشقت منم/
برایدیدن تو ثانیه هارو می شمرم / برای دیدن تو من از یه دنیا دل می برم / برای دیدن تو هزار بار
می میرم /برای دیدن تو دوباره من جون می گیرم/
برای دیدن تو دست می گیرم فانوس ماه /طلسم راهو می شکنم / می گذرم لز شب سیاه/واسه دوباره دیدنت
میشم گل اقاقیا/ تازیر پاهات بمیرم /پر پر میشم تو قصه ها / برای دیدن تو....
برایدیدن تو ثانیه هارو می شمرم / برای دیدن تو من از یه دنیا دل می برم / برای دیدن تو هزار بار می میرم /برای دیدن تو دوباره من جون می گیرم/
برایدیدن تو ثانیه هارو می شمرم / برای دیدن تو من از یه دنیا دل می برم / برای دیدن توکه شهسوار عشقی ثانیه ها رو میشمرم من از یه دنیا دل می برم